هدایت شوندگان امام هادی علیه السلام

نادان ، اسیر زبان خویش است . (مسند الامام الهادى ، ص 304)

هدایت شوندگان امام هادی علیه السلام

نادان ، اسیر زبان خویش است . (مسند الامام الهادى ، ص 304)

حسد، تکبر، خودبینی، بخل و طمع ورزی در کلام امام هادی( ع)

قالَ الإمامُ الهادی - علیه السلام - : الْحَسَدُ ماحِقُ الْحَسَناتِ، وَالزَّهْوُ جالِبُ الْمَقْتِ، وَالْعُجْبُ صارِفٌ عَنْ طَلَبِ الْعِلْمِ داع إلَی الْغَمْطِ وَالْجَهْلِ، وَالبُخْلُ أذَمُّ الاْخْلاقِ، وَالطَّمَعُ سَجیَّةٌ سَیِّئَةٌ.

«بحارالأنوار، ج 69، ص 199، ح 27»

امام علی النقی حضرت هادی - علیه السلام - فرمود:

حسد موجب نابودی ارزش و ثواب حسنات می گردد.

و تکبّر و خودخواهی جذب کننده دشمنی و عداوت افراد می باشد.

و عُجب و خودبینی مانع تحصیل علم خواهد بود و در نتیجه شخص را در پَستی و نادانی نگه می دارد.

و بخیل بودن بدترین اخلاق است;

و طَمَع داشتن خصلتی ناپسند و زشت می باشد.

 

به نقل از سایت اندیشه قم

شکوه وهیبت امام علی النقی در بین مسلمین


شکوه امام علیه السّلام چنان بود که همگان در برابرش سر تعظیم فرود مى‏آوردند و آن بزرگوار، شکوه و جلال را از نیاکانش به ارث برده بود، سیمایش، سیماى انبیا و شکوهش شکوه اوصیا بود. کسى از دشمنان و یا شیعیانش با او روبرو نمى‏شد مگر آن که تحت تأثیر هیبت و جلال او قرار مى‏گرفت.
محمّد بن حسن اشتر علوى درباره هیبت آن حضرت نقل مى‏کند: من با پدرم در بیرون کاخ متوکل با جمعى مردم از طالبیان، عبّاسیان و آل جعفر بودیم در آن جایگاه که ایستاده بودیم، ناگاه ابو الحسن- امام هادى علیه السّلام- آمد، تمام مردم براى احترام و بزرگداشت آن حضرت، از اسب پیاده شدند، تا این که آن بزرگوار وارد قصر شد. بعضى از مردم شروع به اعتراض کردند که چرا باید امام، این قدر احترام شود! و گفتند: چرا باید ما براى این پسر بچه از مرکب پیاده شویم؟ او نه شرافتش از ما بیشتر است و نه بزرگسالتر از ماست، به خدا سوگند، وقتى که بیرون بیاید، از مرکب پیاده نمى‏شویم ...
ابو هاشم جعفرى در ردّ سخن آنها گفت:
به خدا سوگند که شما با کوچکى و خوارى براى او پیاده خواهید شد ..
تا این که امام علیه السّلام بیرون آمد، صداى تکبیر و تهلیل بلند شد، و مردم همگى به احترام او از اسب پیاده شدند، آنگاه ابو هاشم رو به آن مردم کرد و گفت: آیا شما نبودید که تصمیم داشتید به احترام او از مرکب پیاده نشوید؟ آنها علاقه خود را نسبت به امام پنهان نداشتند و گفتند: به خدا قسم، ما بى‏اختیار از مرکبها پیاده شدیم ... 1
براستى که هیبت امام علیه السّلام، از بزرگى و عظمت آن حضرت، دلها را پر مى‏کرد، چنان نبود که شکوه و هیبت او از قدرت و سلطنت نشأت گرفته باشد، بلکه منشأ آن اطاعت خدا و پارسایى در دنیا و تقواى دینى فوق العاده آن بزرگوار بود که از ذلّت نافرمانى خداوند خارج و به عزّت اطاعت او داخل شده بود. درباره شکوه فوق العاده آن حضرت در نظر مردم آمده است که هرگاه متوکّل وارد مى‏شد، کسى در کاخ نمى‏ماند، مگر این که آماده خدمت به آن بزرگوار مى‏شد و بر یکدیگر، براى کنار زدن پرده‏ها و گشودن درها، سبقت مى‏جستند و زحمت هیچ کارى از این قبیل را به آن حضرت نمى‏دادند 2
ا
[1]
بحار الانوار: 13جلد/صفحه 131، اعیان الشیعة: جلد4/ ق 2/ 274- 275.
[2]
بحار الانوار: جلد13/ صفحه129.
 

امام من

               ... و سیاهی تو را نمی فهمد

              خارج از فهم کرم شب تابی

                                                   دشمنت هر چه گفت باکی نیست

                    تو نقی، پاک، مثل بارانی

 

همیشه جاهل

امام علی علیه السلام

همیشه جاهل: یا افراط گر و تجاوزکار و یا کندرو و تفریط کننده است.

.